ج) ارمنيان. رسالهٴ جغرافيايي ارمنستان منسوب به وارطان كبير مسلماً منحول است، بااين همه بسيار گرانبهاست، بهطوري كه يكي از بهترين مآخذ ما براي مطالعهٴ نقاط مختلف ارمنستان در قرون وسطا، به شمار ميرود. موٴلف واقعي آن احتمالاً يكي از شاگردان وارطان بوده است.
همچنان كه مقامات غربي هيئتهايي را يكي پس از ديگري به نزد خان بزرگ ميفرستادند، به اميد اين كه پشتيباني او را برضد عربهاي مخوف به دست آورند، به همان ترتيب رئيس دولت لاتيني ارمنستان هم مجبور شده بود همين كار را بكند. البته وضع او خيلي بدتر از شاهان اروپا بود، و فقط مرزهاي كوهستانياش ميتوانست قلمرو كوچك او را در برابر هولناكترين خطرها حمايت كند. هايتون كبير، سومين فرمانرواي ارمنستان جديد، عنوان پادشاهي يافت و در 1246، برادرش سمباط را نزد گيوكخان بزرگ فرستاد؛ و چند سال بعد، از جلوس مَنگو شخصاً به مغولستان رفت و بازگشت، و بدين ترتيب كار بزرگ هيئتهاي لاتيني را تكرار كرد.
كاري نمايان براي يك شاه. بدبختانه گزارشي كه كاتب او سيرياكوس گنجهاي به زبان ارمني نوشته بسيار مختصر است.
3. يهوديان غربي. يهود هرگز، از نظر جهانگردان و پويندگان غني نبوده است، و زايران آن خيلي معدودتر از مسلمانان و مسيحيان بودند و كمتر علاقه داشتند گزارشي از سفر خود به جاي گذارند. تنها كسي كه در اين عصر شايستهٴ ذكر است رابي يعقوب نام دارد كه يهوديان پاريسي او را به كنيسههاي شرقي فرستادند تا كمك مالي بگيرند. گزارش مأموريت او حاوي شرحي است از اماكن مقدسي كه او در بيتالمقدس زيارت كرده است. ممكن است او موٴلف راهنامهٴ بينامي باشد كه دربارهٴ راه پاريس به عكا به زبان عبري تأليف شده است.
4. مسلمانان غربي. شايد خواننده متوجه شده باشد كه تا اين جا از هيچ رسالهٴ جغرافيايي ذكري نكردهام، مگر از آنچه بخشي از رسالهٴ كبير بيكن را تشكيل ميدهد. براي چنين رسالههايي بايد متوجه مسلمانان شد. يكي از جالبترين آنها را علي بن موسي بن سعيد مغربي تأليف كرد.
البته بيشتر آن از بطليموس و ادريسي اقتباس شده بود، ولي تازگيهايي هم داشت؛ از جمله بسياري مختصات جغرافيايي كه پيشينيان ذكر نكرده بودند. وي در قلمرو اسلام به سفرهاي زيادي پرداخته و در ايران با هلاكو ملاقات كرده بود. در عصر بعدي، ابوالفدا از كتاب او استفادهٴ زيادي كرد؛ و بعداً به اصلاح آن پرداخت.
دو زاير برجستهٴ مسلمان از قلمرو غربي اسلام برخاستند. محمد عبدري از بلنسيه و محمد بن رشيد از سيوطه. در آن ايام، زايران مغربي ترجيح ميدادند سراسر سواحل آفريقا را از راه خشكي بپيمايند، چون سراسر آن يك جادهٴ اسلامي بود. در سايهٴ فعاليت وسيع دريانوردان ونيزي و جنوايي، بگذريم از ديگران، درياي مديترانه بيش از پيش، يك درياي مسيحي ميشد، و براي مسلمانان پيمودن آن خالي از خطر نبود. همچنين، شايد راه خشكي (مگر احتمالاً در